6) كتاب فَعَلْتُ فَلا تَلُمْ فيالهيئة.
7) كتاب التذكرة فيالهيئه.
8) شرح التذكرة النصيرية. در شرح تذكرهٴ نصيريه و بيان مقاصد التذكرهٴ محمدبن علي حمادي.
9) خريدةالعجائب.
10) منتخب من ايضاح المجسطي جابربن افلح.
4. اوپتيك ــ مهمترين عقايد قطبالدين را در زمينهٴ نورشناسي در آثار اخترشناسياش ميتوان يافت. در نهايةالادراك از اوپتيك هندسي، ماهيت اِبصار و رنگينكمان بحث ميكند. او نخستين توضيح قانعكننده را دربارهٴ رنگينكمان عرضه كرد (البته به استثناي رنگها). آن را با مطالعهٴ عبور شعاع نوراني از يك كرهٴ شفاف (قطرهٴ آب) توضيح داد؛ شعاع نور دوبار ميشكند و يك بار منعكس ميشود (يا در مورد رنگينكمان ثانوي دوبار). اين توضيح اساساً مشابه توضيح دكارت است.
از طريق او بود كه كمالالدين فارسي (وفات: حدود 1320)، كه بزرگترين شاگرد او بود، كتاب مناظر ابنهيثم را فراگرفت، و
تنقيح المناظر را در شرح آن نوشت. بدينسان قطبالدين واسطهٴ مهمي در انتقال اوپتيك ابنهيثم بود.
5. مكانيك ــ نهايةالادراك، همچنين شامل مطالبي درباره مكانيك است. مثلاً حاوي فرضيهٴ اوست در مورد اينكه گردش كرهٴ زمين مستلزم مسئلهٴ زير است. حركت طبيعي به دو قسم است: مستقيمالخط و دوراني، و اجرامي كه داراي هر يك از اين دو حركت باشند طبعاً قادر به حركت ديگري نيستند. حركات تحتالقمر مستقيمالخط است. چنين عقايدي را معاصر مهتر او عليبن عمر قزويني (وفات: 1277)، هم اظهار كرده بود، كه ممكن است قطبالدين مستقيماً يا از طريق استادش نصيرالدين با او آشنايي داشته است.1
6. طب ــ مهمترين تأليف پزشكي او شرح كليات قانون ابنسيناست. او در اوايل جواني، به فكر نوشتن آن افتاد و در جريان سفرهايش و در اثناي اقامت در مصر، مطالب لازم را براي اين كار گرد آورد. اين مطلب را او در مقدمهٴ
شرح كليات اظهار كرده، و اين مقدمه مدرك گرانبهايي دربارهٴ شرح حال نويسنده است. اين اثر 11) كتاب نزهةالكحماء و روضةالاطباء نام دارد، و نام آن را
التحفة السَعدية في الطب هم نوشتهاند، به نام سعدالدين وزير احمدخان.2 از آنجا كه سلطنت او تا 1284، دوام داشت؛ بايد فرض كرد كه تحفةالسعديه بلافاصله پس از بازگشت قطبالدين از مصر، تأليف شده است.